دقائق التأویل و حقائق التنزیل (کتاب)

از دانشنامه‌ی اسلامی
نویسنده ابوالمکارم محمود حسنى واعظ
موضوع تفاسیر شیعه
زبان فارسی
تعداد جلد ۲
پژوهش جویا جهانبخش

دقائق التأويل و حقائق التنزيل

تفسیر «دقائق التأویل و حقائق التنزیل» به زبان فارسی، اثر ابوالمکارم محمود حسنى واعظ، از علمای شیعه در قرن هفتم هجرى است. این کتاب علاوه بر دیدگاه قرآن پژوهى، براى مطالعات و بررسى‌هاى مربوط به تاریخ مباحثات کلامى شیعه با اهل سنت هم داراى اهمیت است.

مؤلف

مصنّف «دقائق التّأویل»، ابوالمکارم محمود بن محمّد حسنى واعظ از دانشمندان شیعى سده هفتم هجرى مى‌باشد که در فارس مى‌زیسته است.

مع الأسف درباره ابو المکارم حسنى آگاهى‌هاى زیادى نداریم. از آثار وى غیر از «دقائق التّأویل»، یکى «بلابل القلاقل» است. او یک مجموعه رسایل کلامى نیز دارد که نسخه‌اى از آن در کتابخانه ملّى ملک است.

این مصنّف کتابى دارد به نام «هدایة العوام فى عقاید الانام» که بنابر عنوانش باید کلامى باشد و معلوم نیست که آیا همان رسایل کلامى است یا کتاب مستقلّى است.

معرفى تفسیر

به گواهى اسناد موجود، زبان پارسى نخستین زبانى بود که توفیق یافت تا در ترجمه قرآن کریم به کار گرفته شود و این از بختیارى پارسى زبانان بود که پس از تازى گویان- که متن گرامى قرآن، برترین شاهکار هنرى و ادبى در زبان ایشان بشمار مى‌رود-، توانستند با معانى بلند این کتاب آسمانى آشنا گردند. در گنجینه ناپدید کرانه نگارش‌هاى پارسى، ترجمه‌ها و تفسیرهاى کهنه و نوى فراوانى یافت مى‌شود که نشان دهنده رویکرد خامه بر کفان پارسى‌دان به گسترش دانش‌هاى قرآنى در میان پارسى زبانان است. از جمله این نگارش‌هاى قرآن پژوهى، یکى «دقائق التّأویل و حقائق التّنزیل»، تفسیر نامه‌اى است گرانسنگ، نگاشته دانشمندى شیعه.

«دقائق التّأویل» تفسیر نامه‌اى فراگیر نیست و به بیانى تفسیر همه آیات قرآن کریم نمى‌باشد و بحث و تحقیق و روشنگرى مصنّف در این کتاب، مربوط مى‌شود به برخى از آیات کلام اللّه مجید. مصنّف آیه یا آیات گرامى مورد بحثش را پس از عبارت «قوله تعالى» مى‌آورد, آنگاه جزء جزء ترجمه مى‌کند و توضیحاتش را درباره عبارات شریف قرآنى مى‌آورد.

براى آشنایى بیشتر با شیوه نگارش مصنّف، بریده‌اى از بخش مربوط به سوره یوسف‌ مى‌آوریم: سوال: چى حکمتست کى (که) این قصّه را احسن القصص خواند؟ جواب: زیرا کى مشتمل است بر ذکر حاسد و محسود و مالک و مملوک و عاشق و معشوق و شاهد و مشهود و حبس و اطلاق و سجن و خلاص و فراخى نعمت و قحط و جز آن، یعجز عن بیانها طوق البشر، یعنى از بیان آن حالات، بشر عاجز شود».

مصنّف به بررسى‌هاى نحوى و نیز صرفى و لغوى در کتاب خویش، بى‌رغبت نیست. نمونه بحث لغوى او، سخنش از «اذ» و «اذا» یا بررسى‌اش درباره «ملائکه» و «مَلَک» است. نیز مشتاق بحث‌هاى کلامى است. باید گفت هم از گریزهاى متکلّمانه‌اش در «دقائق التّأویل» و هم از رسایل کلامى‌اش، مى‌توان حدس زد که به مقولات کلامى دلبستگى ویژه‌اى داشته است.

در همین «دقائق التّأویل» ذیل توضیح درباره آیه سى‌ام از سوره بقره مى‌خوانیم: «اینجا نکته بشنو, رسول -صلّى اللّه علیه و آله- در حدیث صحیح فرموذ کى «احفظونى فى عترتى» یعنى مرا نگاه داریذ در عترتم... بعد از رسول محافظت اهل بیت وى‌ نکردند، پس چون خلیفه عبارتست از کسى کى امضاء امر کسى کنذ کى پیش از وى بوده باشد و امضاء امر نکردند در حقّ عترت رسول -علیهم السّلام- پس امر خلافت از ایشان صحیح نبوذ».

در ادامه همین بحث، مقدارى جلوتر مى‌خوانیم: «... مخالف و موافق متّفق‌اند کى عمر خطاب حکمهای ناحق بسیار کرد و امیرالمؤمنین -علیه السلام- تقریر آن نپسندیذ و آن احکام بر وى ردّ کرد و بعدل حکم فرموذ تا عمر مى‌گفت: «لو لا على لهلک عمر». پس روشن شذ کى عمر شایسته خلافت نبوذ زیرا کى حکم از مخالف کتاب خذا و سنّت مصطفى بوذ ...».

با توجّه به چنین مباحثى، بررسى «دقائق التّأویل»، نه فقط از دیدگاه قرآن پژوهى صرف، بلکه براى مطالعات و بررسى‌هاى مربوط به تاریخ مباحثات کلامى شیعه با اهل سنّت هم داراى اهمیت است. ادب پیشگى ابو المکارم در این دو نمونه‌اى که از گریزهاى کلامى‌اش آوردیم، به هنگام ردّ نظر مخالف، حقیقتا نگریستنى و نمودار مشى و منش یک عالم متکلّم مفسّر شیعه در سده هفتم هجرى است.

نسخه شناسى

بظاهر خطبه «دقائق التّأویل» دربرگیرنده آگاهى‌هاى ارزشمندى بوده که ما را با چند و چون پى‌ریزى کتاب و شیوه مصنّف در کارش تا حدودى قابل توجّه، آشنا مى‌ساخته است. متأسّفانه بخش قابل توجهى از خطبه کتاب در تنها نسخه‌اى که ما از آن مى‌شناسیم از دست رفته است, ظاهرا به اندازه دو سه صفحه از آغاز دستنوشت افتاده و نخستین صفحه دستنوشت نیز که دربرگیرنده بازمانده خطبه کتاب و آغاز تفسیر مربوط به سوره بقره مى‌باشد سخت آسیب دیده است.

از مطالب صفحه یکم دستنوشت (که به دشوارى و با کمک حدس و گمان خوانده مى‌شود) چنین درمى‌یابیم که پس از فراغت یافتن مصنّف از تصنیف کتاب «بلابل القلاقل»، همان «عزیز» که بلابل القلاقل به خواهش وى تصنیف شده بود، از مصنّف مى‌خواهد کتابى در موضوع کتاب حاضر (یعنى: دقائق التّأویل) بنگارد. از این روى تألیف «دقائق التّأویل» نیز به اشاره و درخواست آن «عزیز» باز مى‌گردد. نام «دقائق التّأویل و حقائق التّنزیل» هم (البته به دشوارى) در همین صفحه خوانده مى‌شود.

خطّ دستنوشت موجود خواناست ولى متأسّفانه آسیب دیدگى‌هاى متن زیاد است تا آنجا که کار احیاى این متن را مشکل ساخته است. در دستنوشت مورد بحث، حرکات و اعراب واژه‌ها گاهى گذاشته شده است و توجّه بدین حرکات مسلّما از لحاظ پژوهش در دگرگونى تاریخى واژگان دست کم در یک حوزه و گونه زبانى حائز اهمیت است. رسم الخطّ عبارات قرآنى نسخه در مواردى با رسم الخطّ متعارف تفاوت‌هایى دارد که از حیث تحقیقات تاریخى قرآنى در خور مطالعه است. از لحاظ رسم الخطّ فارسى، این نسخه با تعدادى از نُسخ کهن موجود همانندیهاى در خور اعتنایى دارد.

نسخه حاضر ۷۶۵ صفحه دارد. آخر دستنوشت هم افتادگى دارد امّا این که چند صفحه از پایان آن افتاده است، معلوم نیست. در این اوراق پسین دستنوشت، مصنّف در حال تفسیر آیاتى از سوره اسراء و گزارش «قصّه معراج» است که افتادگى پایانى کهنه کتاب زمام کلام را از کفَش مى‌رباید. ناگفته پیداست که با در دست داشتن این تک نسخه که از آغاز و پایان افتادگى دارد، عرضه متن منقّح کاملى از «دقائق التّأویل» شدنى نیست و در صورتى هم که نسخه دیگرى هر چند متأخّر، از کتاب یافته شود، احیا و عرضه همین بخش‌هاى موجود بسیار دشوار خواهد بود.

به احتمال زیاد دو تفسیر نامه موسوم به «بلابل القلاقل» و «دقائق التّأویل و حقائق التنزیل» در طبقات تفاسیر شیعى اثنا عشرى پارسى پس از تفسیر ابوالفتوح جاى مى‌گیرند و از این جهت اهمیت ویژه‌اى دارند. البتّه هیچ یک از این دو تفسیر نامه، چه از جهت حوزه شمول و چه از جهت اهمیت تفسیرى در مقیاس واحد، به پاى تفسیر ابو الفتوح نمى‌رسند و شاید اصلا تفسیر ابوالفتوح رازى مهم‌ترین تفسیر به زبان پارسى تا روزگار ما باشد.

هر چند «دقائق التّأویل» در علوم قرآنى و تفسیر بى‌مانند نیست، ولى در داورى منصفانه مى‌توان آن را از مهم‌ترین تفسیرهاى پارسى قرآن به شمار آورد.

منابع

متن کتاب

دقائق التأويل و حقائق التنزيل

***
تفسیر قرآن
درباره تفسیر قرآن: تفسیر قرآن -تاریخ تفسیر - روشهای تفسیری قرآن
اصطلاحات: اسباب نزول -اسرائیلیات -سیاق آیات
شاخه های تفسیر قرآن:

تفسیر روایی (تفاسیر روایی) • تفسیر اجتهادی (تفاسیر اجتهادی) • تفسیر فقهی ( تفاسیر فقهی) • تفسیر ادبی ( تفاسیر ادبی) • تفسیر تربیتی ( تفاسیر تربیتی) • تفسیر كلامی ( تفاسیر كلامی) • تفسیر فلسفی ( تفاسیر فلسفی ) • تفسیر عرفانی (تفاسیر عرفانی ) • تفسیر علمی (تفاسیر علمی)

روشهای تفسیری قرآن:
تفاسیر به تفکیک مذهب مولف: